
آدميزاد چيزي است كه براى آن مى جنگد، مبارزه مى كند و حرص مى خورد! بى استرس ترين شهر جهان ...
ادامه مطلب
جهان از دور میز کوچکی آغاز شد از گفت و گوی دو نفر با هم یا یک نفر با خودش ... وقتی xa0xa0xa0xa0 که اولین سیگار را xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بر لب گذاشت . اصلا جهان از شعله ی کبریتش آغاز شد و حالا دارد از پاهام بالا می آید از کمر از سینه ام و سیگار را بر لب هام روشن می کند. پک می زنم به خیابان پک می زنم به کافه پک می زنم به این فصل که سرش را پایین انداخته از لابه لای آدم ها رد می شود xa0 نگاه کن ! ابری که بالای شهر ایست...
ادامه مطلب